شرکت آمریکایی با جهانی سازی و فناوری جدید دگرگون شده است. اما اعتقاد به وال استریت و در اتاق های هیئت مدیره به همان اندازه قدرتمند است که تنها مسئولیت یک شرکت این است که سود سهامداران خود را به حداکثر برساند.
فصل 1: این اقتصاد متفاوت است
F یا بسیاری از افراد ، احساس می شود چرخ ها از رویای آمریکایی خارج شده اند. دستمزدها گیر کرده اند. یک قدم مطمئن ، یک مدرک دانشگاهی ، یک مدرک دانشگاهی غیرقابل تحمل است. مشاغل یک خانواده می توانند در آینده برنامه ریزی کنند می تواند کمیاب به نظر برسد. بخش اعظم اشتیاق عصبانی این سال انتخابات مستقیماً ناشی از این نگرانی ها در مورد اقتصاد شخصی آمریکایی ها است.
در پاسخ ، نامزدهای رئیس جمهور طیف گسترده ای از راه حل ها را ارائه داده اند: مشاغل خارج از کشور را برگردانید. مهاجران را نگه دارید. کنار گذاشتن توافق نامه های تجارت بین المللی. دوباره در وال استریت. قوانین مالی کمپین اصلاحات. سرمایه گذاری در زیرساخت ها. آمریکایی ها را برای مشاغل آینده آموزش دهید. مالیات بر سازندگان شغلی ، ثروتمندان.
آنچه نامزدها به اشتراک گذاشتند ، چشم انداز منسوخ از شرکت های آمریکایی بود. آنها در اقتصاد اداره می شدند که توسط شرکتهای بزرگی مانند جنرال موتورز ، جنرال الکتریک و IBM اداره می شود ، که مشاغل و امنیت مالی را تعریف می کند که طبقه متوسط را تعریف می کند.
این شرکت ها مشتریان را در ابتدا ، سپس کارمندان ، سپس جامعه و سپس سهامداران قرار می دهند. اما در نیم قرن گذشته-در طول عمر نامزدها-این اخلاق شرکت ها وارونه شد.
آن را افزایش اقتصاد ارزش سهامدار بنامید. شرکت ها چاره ای جز واکنش در برابر رقابت خارجی ، جهانی سازی دستمزدها و مزایای فن آوری های جدید نداشتند. آنها مجبور بودند نحوه انجام تجارت را تغییر دهند. آنها مجبور بودند برش ، خاموش و بازسازی کنند.
اما آنچه تغییر کرد ، ایده این بود که شرکت ها برای چه چیزی هستند. آنچه امروز مدارس تجاری آموزش می دهند ، و آنچه وال استریت انجام می دهد و مدیر عاملان آن را اجرا می کند ، این است که تنها مسئولیت یک شرکت این است که تا حد امکان برای سهامداران سود کسب کند.
اکنون ، این ممکن است منطقی به نظر برسد. اگر IRA یا 401 (k) دارید ، یک سهامدار هستید و دوست دارید تا حد ممکن پول کسب کنید. این طبیعی استو تعداد بیشتری از آمریکایی ها از این طریق فقط 30 سال پیش سهامدار هستند. اما صندوق های پرچین و سایر صندوق های سرمایه گذاری به مراتب بیشتر سهامداران هستند و هدف آنها کسب درآمد هرچه بیشتر در حال حاضر است. هزینه های مشاغل برای آن دسته از سهامداران بزرگ و کوتاه مدت قبل از هر چیز دیگری چقدر است؟
یک پاسخ: مشاغل و درآمد طبقه متوسط. صرفه جویی در سود با کاهش شغل و دستمزد صرفاً سریعتر از سرمایه گذاری در رشد است. و این همان کاری است که شرکت های بزرگ 30 سال گذشته انجام داده اند و برای افزایش سود ، کاهش و تعطیل می شوند ، در این روند انتقال تریلیون در ثروت از نیروی کار به وال استریت.
فصل 2: شرکت های آمریکایی
جنرال موتورز قبل از زندگی یک کودک بومر ، با یک قرارداد اتحادیه موافقت کرد که به ایجاد طبقه متوسط آمریکا کمک کرد. توافق آن با کارگران اتومبیل متحد در سال 1950 به بیمه درمانی و حقوق بازنشستگی کارگران خط مونتاژ داد. اکنون حتی کارگران کارخانه امنیت اقتصادی نیز داشتند. اما جنرال موتورز این معامله را از سخاوتمندی نکرد. می خواست از اعتصاب جلوگیری کند. امارات متحده عربی می خواست کارگرانی را که "خیلی پیر برای کار و خیلی جوان برای مرگ بودند" فراهم کند. در "پیمان دیترویت" ، جنرال موتورز قول داد كه در آینده برای اعتصابات منع قرارداد در آینده پرداخت شود.
جنرال موتورز بزرگترین کارفرمای کشور بود و مزایای جدید به سرعت در بین شرکت ها گسترش یافت. شرکت های بزرگ ، نه دولت ، شبکه ایمنی را فراهم می کنند که یک طبقه متوسط جدید را قادر می سازد تا از آینده به عنوان مصرف کنندگان با اعتماد به نفس استقبال کند.
این شرکت در اوایل دهه 1900 یک حقوقی حقوقی درست برای خدمت به اولین بازار انبوه جهان ، ایالات متحده بود. این خود متعلق به خودش بود ، اما می تواند با فروش سهام مبالغ عظیمی را جمع کند. این می تواند در پروژه های غول پیکر مانند کارخانه های فلزی و کارخانه های اتومبیل سرمایه گذاری کند زیرا می تواند برای همیشه زندگی کند. شرکت از کارآیی مقیاس رونق گرفت. اندازه آن را پاداش داد. تا سال 1930 ، جرالد دیویس اقتصاددان در "شرکت ناپدید شده آمریکایی" می نویسد ، فقط 200 شرکت نیمی از دارایی های شرکت را در اختیار داشتند. تا سال 1970 ، فقط دوجین یکی از هر 10 کارگر در ایالات متحده آمریکا را به کار گرفتند
اکنون ، از آن زندگی بومر کودک ، تا امروز پرش کنید. اتفاقات زیادی برای شرکت ها افتاده است.
جدول زمانی: شرکت ها برای چیست؟هدف یک شرکت چیست؟پول در آوردن؟مطمئناً ، اما برای چه کسی؟برای تهیه محصولات به مصرف کنندگان؟بله ، شایدبه کارگران شغل زندگی می دهیم؟این قابل بحث استشرکت ها دارای تاریخ طولانی و پیچیده ای هستند که با اقتصاد ، سیاست و زندگی روزمره ما در ارتباط است. نگاهی به جدول زمانی شرکت در اینجا بیندازید.
ژاپن و آلمان پس از جنگ جهانی دوم بازسازی شدند و رقبا شدند. کارخانه هایی که برای دستمزد پایین به جنوب منتقل شده اند ، حتی دستمزد پایین تر در خارج از کشور نیز پیدا کردند. رایانه ها و اینترنت لایه های شغل را از بین بردند. و وال استریت - فعال کننده فعالیت اقتصادی - بزرگترین تولید کننده سود اقتصاد شد. در سال 2007 ، درست قبل از بحران مالی ، امور مالی 40 درصد از کل سود شرکت ها را به دست آورد.
جنرال موتورز در اقتصاد امروز چگونه به نظر می رسد؟
هشت سال پس از وثیقه در سال 2008 توسط دولت فدرال ، جنرال موتورز یک چهارم به همان تعداد افراد در دهه 1980 استخدام می کند.
سال گذشته ، اعضای کارگران اتومبیل یونایتد اولین افزایش جنرال موتورز خود را در 10 سال دریافت کردند - در حالی که جنرال موتورز تهدید کرد که در صورت افزایش دستمزدها ، مشاغل بیشتری را از ایالات متحده منتقل می کند.
در همین زمان ، جنرال موتورز اعلام کرد که 5 میلیارد دلار برای خرید سهام خود هزینه می کند و ارزش آنها را برای صندوق های بزرگ سرمایه گذاری که صاحب آنهاست ، افزایش می دهد.
جنرال موتورز تنها در کاهش شغل و دستمزد برای "رقابتی ماندن" تنها نیست زیرا میلیاردها دلار پس انداز را برای افزایش بازده سهامداران خرج می کند. برش ، زمانی که برای کنگلومرهای نفخ مانند خلیج فارس و صنایع غربی اعمال می شود ، یا به عنوان پاسخ به رقابت جهانی و سایر تغییرات مورد نیاز است ، اکنون برای افزایش سود برای سهامداران استفاده می شود. وال استریت یک بار با تزریق سرمایه به شرکت ها درآمد کسب کرد. اکنون با بیرون کشیدن پول درآمد کسب می کند.
نتیجه: توزیع مجدد عظیم ثروت از کارگران به مدیر عاملان و صندوق های بزرگ سرمایه گذاری. اندازه - و مشاغل - دیگر مزیتی برای شرکت ها نیست.