اندرو بتی بخشی از تیم تحریریه اصلی در Investopedia بود و بیست سال را برای نوشتن در طیف متنوعی از موضوعات مالی از جمله تجارت ، سرمایه گذاری ، امور مالی شخصی و تجارت صرف کرده است.
رابرت کلی مدیر عامل شرکت XTS Energy LLC است و بیش از سه دهه تجربه به عنوان یک مدیر اجرایی تجارت دارد. او استاد اقتصاد است و بیش از 4. 5 میلیارد دلار سرمایه سرمایه گذاری جمع آوری کرده است.
تیموتی لی مشاور ، حسابدار و مدیر دارایی با MBA از USC و بیش از 15 سال تجربه مالی شرکت است. تیموتی به ارائه مدیرعامل و CFO با تجزیه و تحلیل عمیق شیرجه کمک کرده است ، و داستانهای زیبایی را در پشت تعداد ، نمودارها و مدلهای مالی ارائه می دهد.
در حالی که داشتن درک اساسی از تئوری اقتصادی به عنوان تعادل در بودجه خانوار یا یادگیری نحوه رانندگی ماشین مهم نیست ، نیروهایی که پایه و اساس مطالعه اقتصاد را تحت تأثیر قرار می دهد ، هر لحظه از زندگی ما را تحت تأثیر قرار می دهد. در ابتدایی ترین سطح ، اقتصاد تلاش می کند تا توضیح دهد که چگونه و چرا انتخاب های خرید را انجام می دهیم.
چهار مفهوم کلیدی اقتصادی - کار ، عرضه و تقاضا ، هزینه ها و مزایا و مشوق ها - می توانند به توضیح بسیاری از تصمیمات که انسان می گیرند کمک کنند.
غذای اصلی
- چهار مفهوم کلیدی اقتصادی - کار ، عرضه و تقاضا ، هزینه ها و مزایا و مشوق ها - می توانند به توضیح بسیاری از تصمیمات که انسان می گیرند کمک کنند.
- کمبود مشکل اساسی اقتصادی را که جهان محدود کرده است - یا کمیاب - منابع برای برآورده کردن خواسته های به ظاهر نامحدود توضیح می دهد ، و این واقعیت مردم را وادار می کند تا در مورد چگونگی تخصیص منابع به کارآمدترین روش تصمیم گیری کنند.
- در نتیجه منابع کمیاب ، انسان ها دائماً انتخاب می کنند که با هزینه و مزایای آنها و مشوق های ارائه شده توسط دوره های مختلف عمل تعیین می شود.
کمبود
هر کس از کمبود درک می کند که آیا از آن آگاه هستند یا نه ، زیرا همه اثرات کمبود را تجربه کرده اند. کمبود مشکل اساسی اقتصادی را که جهان محدود یا کمیاب - منابع لازم برای برآورده کردن خواسته های به ظاهر نامحدود دارد ، توضیح می دهد. این واقعیت مردم را وادار می کند تا در مورد چگونگی تخصیص منابع به کارآمدترین روش ممکن تصمیم بگیرند تا هرچه بیشتر از بالاترین اولویت های خود برآورده شود.
به عنوان مثال ، هر سال فقط گندم زیادی رشد می کند. برخی از افراد نان می خواهند و برخی دیگر آبجو را ترجیح می دهند. به دلیل کمبود گندم ، فقط می توان بسیاری از کالاهای خاص را تهیه کرد. چگونه تصمیم بگیریم که چقدر آرد برای نان و آبجو تهیه شود؟یکی از راه های حل این مشکل ، سیستم بازار است که توسط عرضه و تقاضا هدایت می شود.
عرضه و تقاضا
یک سیستم بازار با عرضه و تقاضا هدایت می شود. با استفاده از نمونه آبجو ، اگر بسیاری از افراد بخواهند آبجو بخرند ، تقاضا برای آبجو زیاد است. در نتیجه ، می توانید با استفاده از گندم برای تهیه آبجو به طور متوسط هزینه بیشتری برای آبجو بپردازید و به طور متوسط درآمد بیشتری کسب کنید تا اینکه از گندم برای تهیه آرد استفاده کنید.
از نظر فرضیه ، این می تواند به شرایطی منجر شود که تعداد بیشتری از مردم شروع به تهیه آبجو کنند و پس از چند چرخه تولید ، آبجو زیادی در بازار وجود دارد - عرضه آبجو افزایش می یابد - که قیمت آبجو کاهش می یابد.
اگرچه این یک نمونه افراطی و بیش از حد ساده است ، در سطح اساسی ، مفهوم عرضه و تقاضا به توضیح اینکه چرا محصول محبوب سال گذشته نیمی از قیمت سال بعد است کمک می کند.
هزینه ها و مزایا
مفهوم هزینه ها و مزایا مربوط به تئوری انتخاب منطقی (و انتظارات منطقی) است که اقتصاد مبتنی بر آن است. هنگامی که اقتصاددانان می گویند که مردم از نظر عقلانی رفتار می کنند ، منظور آنها این است که مردم سعی می کنند نسبت مزایا را به هزینه های موجود در تصمیمات خود به حداکثر برسانند.
اگر تقاضا برای آبجو زیاد باشد ، کارخانه های تولید آبجو برای تهیه آبجو بیشتر کارمندان بیشتری را استخدام می کنند ، اما تنها در صورتی که قیمت آبجو و میزان آبجو که آنها می فروشند ، هزینه های اضافی حقوق آنها و مواد مورد نیاز برای تولید آبجو بیشتر را توجیه می کند. به همین ترتیب ، مصرف کننده بهترین آبجو را که می توانند برای خرید خریداری کنند ، خریداری می کند ، اما شاید بهترین آبجو با طعم دهنده در فروشگاه باشد.
مفهوم هزینه ها و مزایا برای سایر تصمیمات مربوط به معاملات مالی قابل اجرا است. دانشجویان دانشگاه با انتخاب تمرکز بر روی دوره های خاصی که برای موفقیت آنها مهمتر تلقی شده اند ، به طور روزانه تجزیه و تحلیل های هزینه را انجام می دهند. بعضی اوقات این حتی به معنای قطع زمان صرف تحصیل برای دوره هایی است که آنها را کمتر لازم می دانند.
اگرچه اقتصاد فرض می کند که مردم به طور کلی منطقی هستند ، اما بسیاری از تصمیماتی که انسان می گیرند در واقع بسیار احساسی هستند و از مزایای خود ما حداکثر نمی کنند. به عنوان مثال ، زمینه تبلیغات بر تمایل انسان به عمل غیر عقلانی است. تجارت سعی می کند مراکز عاطفی مغز ما را فعال کند و ما را در ارزیابی بیش از حد مزایای یک مورد خاص فریب دهد.
همه چیز در مشوق ها است
اگر والدین ، رئیس ، معلم یا هر کسی هستید که مسئولیت نظارت را دارد ، احتمالاً در شرایطی قرار گرفته اید که پاداش یا انگیزه ای را ارائه دهید تا احتمال نتیجه خاص را افزایش دهید.
مشوق های اقتصادی توضیح می دهد که چگونه عملکرد عرضه و تقاضا تولید کنندگان را به تهیه کالاهایی که مصرف کنندگان می خواهند و مصرف کنندگان برای حفظ منابع کمیاب ترغیب می کند ، تشویق می کند. هنگامی که تقاضای مصرف کننده برای افزایش خوب ، قیمت بازار خوب افزایش می یابد ، و تولید کنندگان انگیزه ای برای تولید بیشتر کالاها دارند زیرا می توانند قیمت بالاتری دریافت کنند. از طرف دیگر ، هنگامی که کمبود فزاینده مواد اولیه یا ورودی برای یک درایو خوب داده شده است و تولید کنندگان برای کاهش عرضه ، پس قیمت آنها برای افزایش خوب هزینه می کنند و مصرف کنندگان انگیزه ای برای حفظ مصرف خود دارنداین خوب و ذخیره آن برای استفاده بسیار ارزشمند آنها استفاده می شود.
در مثال یک کارخانه آبجو ، مالک می خواهد تولید را افزایش دهد ، بنابراین آنها تصمیم می گیرند یک انگیزه - یک جایزه - را به شیفتی ارائه دهند که بیشترین بطری های آبجو را در یک روز تولید می کند. این کارخانه آبجو دو اندازه بطری دارد: یکی بطری 500 میلی لیتر و یک بطری یک لیتری. طی چند روز ، آنها می بینند که تعداد تولید از 10،000 به 15،000 بطری در روز شلیک می شود. مشکل این است که انگیزه ای که آنها ارائه داده اند بر روی چیز اشتباهی متمرکز شده است - تعداد بطری ها به جای حجم آبجو. آنها شروع به دریافت تماس از تأمین کنندگان می کنند که می دانند چه موقع سفارش بطری های یک لیتری می آیند. مالک با ارائه پاداش برای تعداد بطری های تولید شده ، آن را برای تغییر رقم ها برای به دست آوردن یک مزیت تنها با بطری های کوچکتر سودمند کرد.
هنگامی که مشوق ها به درستی با اهداف سازمانی هماهنگ هستند ، مزایا می تواند استثنایی باشد. این شیوه ها شامل تقسیم سود ، پاداش عملکرد و مالکیت سهام کارمندان است. با این حال ، در صورتی که معیارهای تعیین کننده انگیزه برآورده شده باشد ، این مشوق ها می توانند از بین بروند. به عنوان مثال ، پاداش های عملکردی ضعیف ، برخی از مدیران را سوق داده است تا اقداماتی را انجام دهند که نتایج مالی شرکت را در مدت زمان کوتاه بهبود می بخشد-فقط به اندازه کافی برای به دست آوردن این جایزه. در طولانی مدت ، این اقدامات پس از آن برای سلامت شرکت مضر بوده است.
اقتصاد علم ناخوشایند است
کمبود همان چیزی است که زیرنویس همه اقتصاد است ، که این یک تفسیر است که چرا اقتصاد گاهی اوقات به عنوان علم ناخوشایند یاد می شود. انسانها دائماً انتخاب می کنند که با هزینه و مزایای آنها تعیین می شود. در سطح شخصی ، کمبود به این معنی است که ما باید بر اساس مشوق هایی که طبق دوره های مختلف عمل به ما داده می شود ، انتخاب کنیم. در سطح بازار ، تأثیر میلیون ها نفر از افراد که انتخاب می کنند ، نیروهای عرضه و تقاضا را ایجاد می کند.
پلتفرم های تجاری...
ما را در سایت پلتفرم های تجاری دنبال می کنید
برچسب : نویسنده : کمال بهروزکیا بازدید : 51 تاريخ : چهارشنبه 24 اسفند 1401 ساعت: 20:21